چهارشنبه / ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ / ۱۱:۴۰
کد خبر : ۲۸۶۹۹
گزارشگر : ۳۲۶
حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مسجد امام صادق(ع) مطرح کرد:

آنچه ما را به دنیا علاقه مند می کند نه نقد بودن دنیا بلکه خیال رسیدن به زرق و برق دنیاست

حجت الاسلام پناهیان گفت: اگر دیندار از دینداری اش لذت نبرد سه اتفاق بد می افتد: اول اینکه بعد از مدتی دین را رها می کند و مانند دیگران به دنبال هرزگی می رود و دین او سست می شود؛ دوم اینکه اگر دین او سست نشود، مغرور می شود و در آخر اگر دچار دو معضل ایتدایی نشود، دیگران را از دین بیزار می کند

به گزارش پایگاه تخصصی مسجد حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دهمین شب مراسم مناجات شبهای ماه مبارک رمضان در مسجد امام صادق در میدان فلسطین تهران با اشاره به ضرورت نشاط در زندگی به همراه شوق بندگی گفت: اگر مذهبی ها عمیقا از دینداری شان لذت نبرند، سه اتفاق ناگوار می افتد یکی اینکه دینداری شان در معرض تزلزل و بی ثباتی قرار می گیرد؛ می بیند دیگران لذت می برند اما او لذت نمی برد و لذت بردن را به امید قیامت گذاشته است و مدام به عشق خوب بودن و اینکه بازهم هیچ لذتی از آن نمی برد خودش را کنترل می کند؛ اما او چقدر می خواهد تحت بمباران تحقیر یا توهین های دیگران و تمسخر های دیگران قرار بگیرد و مقاومت کند؟

وی ادامه داد: حتما یک فرد مذهبی باید از دینداری اش لذت ببرد. لذتی بیشتر از آن لذتی که اهل دنیا می برند. اگر یک فرد مذهبی از دینداری اش لذت نبرد، نه تنها دینداری اش در معرض خطر قرار می گیرد بلکه یک اتفاق بد دیگری هم می افتد و آن اینکه به دینداری اش مغرور می شود و دچار عجُب می شود؛ اگر کسی عمیقا از دینداری لذت ببرد، بجای اینکه دچار کبر و غرور شود، دلش برای دیگران می سوزد. چرا متکبر بشود؟ دلش برای کسی که روزه نمی گیرد و نماز نمی خواند می سوزد و این دلسوزی اثر خودش را روی دیگران خواهد گذاشت همانطور که اگر مغرور شود و عجب پیدا کند، روی دیگران اثر منفی می گذارد و مهمتر از آن اینکه دینداری اش می سوزد. اگر کسی از دینداری اش لذت نبرد دچار غرور دینداری می شود در حالی که اگر کسی از دینداری خودش لذت ببرد، هرچه دینداری کند بیشتر به خدا بدهکار می شود و نه تنها غرور گریبانش را نمی گیرد بلکه بیشتر فروتن می شود و بیشتر خودش را بدهکار خدا می داند.

سخنران مراسم مناجات باخدا در مسجد امام صادق(ع) با اشاره به معضلات عدم لذت دینداری گفت: دیندار اگر از دینداری اش لذت نبرد، نه تنها نمی گوید خدایا من شرمنده ات هستم بلکه طلبکار هم هست و سر خدا منت هم می گذارد؛ به این می گویند عجب و غرور طرفداری از حق. این تعبیر مرحوم شاه آبادی استاد اخلاق حضرت امام (ره) هست: غرور طرفداری از حق. ولی اگر از دینداری اش لذت برده باشد دیگر مغرور نمی شود بلکه بدهکار می شود و دلش برای دیگران می سوزد که چرا آنها اهل دینداری نیستند؛ اما اتفاق دیگری که می افتد این است: کسی که از دینداری اش لذت نبرد، تابلو تحریم دین خواهد بود نه تابلو تبلیغ دین. شما که دنبال دین و ایمان و خدا و پیغمبر و مسجد و نماز و روزه و...  رفتی به چه چیزی رسیدی؟ جواب چنین آدمی این است که در زندگیت به او نشان بدهی من بیشتر از تو در زندگی لذت می برم؛ پس اگر دیندار از دینداری اش لذت نبرد سه اتفاق بد می افتد: اول اینکه بعد از مدتی دین را رها می کند و مانند دیگران به دنبال هرزگی می رود و دین او سست می شود اثر دومش این است که اگر دین او سست نشود مغرور می شود؛ اما اثر سومش این است که دیگران از دین بیزار می شوند؛ کسی که به مسجد می رود حق ندارد از مسجد رفتن لذت نبرد و اگر لذت نبرد آبروی دین را می برد و به دین ضربه می زند.

وی افزود: واقعا دین در جامعه ما بد معرفی شده است. به ما در معرفی دین می گویند برو آدم خوبی باش. این کلام ناقص است و اگر بقیه اش گفته نشود مانند تحریف دین می شود. خداوند در قرآن کریم هیچ گاه خودش را اثبات نکرد بلکه توصیف کرد؛ وصف خداوند خیلی دلنشین تر از اثبات خداوند است؛ باید خدا را برای افراد توصیف کرد تا از وصف خدا لذت ببرند؛ نشاط در زندگی چگونه باید باشد؟ کارکرد دین، ایجاد نشاط در زندگی است. ما باید طوری دین را معرفی و فضای مسجد را فراهم کنیم که بعنوان مثال افراد غیرمتدین به مسجد بیایند و بگویند: ما شنیده ایم اینجا کلاس بانشاط زندگی کردن برگزار می شود! بنابراین دو نکته ای که مورد توجه و بحث ماست: یکی نشاط در زندگی و دوم حال خوش معنوی یعنی هم از زندگی لذت ببریم و هم از دین لذت ببریم یعنی برای هردو، هم برای زندگی کردن نشاط داشته باشیم و هم برای بندگی کردن حال خوش داشته باشیم و از آن لذت ببریم.

حجت الاسلام پناهیان با اشاره به روایتی از امیرالمومنین(ع) افزود: در روایت داریم: کسانی که از دنیا لذت می برند، در دلشان زار می زنند اما ظاهرشان برعکس می باشد و خوشحالند؛ آنها بشدت از خودشان ناراضی اند گرچه مردم بواسطه دنیایی که این افراد دارند، به آنها غبطه می خورند. انسانها وقتی از زندگی در دنیا لذت می برند از این لذتها سیر می شوند و احساس می کنند دنیا دیگر چیزی برای عرضه به آنها ندارد. بخش اعظمی از لذتها، لذتهای روحی هستند؛ حتی حیوانها لذت روحی شان قوی تر از لذت جسمی شان است؛ لذتهای جسمی اندک هستند و با لذات روحی مضاعف می شوند؛ ساده ترین لذت روحی عشق است. عشق در روابط دنیایی، روابط عاطفی و روح انسان جریان دارد که او می تواند به چیزی علاقه پیدا کند. لذات روحی از لذات جسمی بسیار بالاتر هستند. در تجربه بشری لذت عاطفی یا عشق بیشتر از هرچیزی است. خوردن و پوشیدن که جنبه مادی دارند بدون لذت روحی لذت ندارند.

وی ادامه داد: زمانی لذت روحی قوی تر می شود که از عنصر یاد و خیال در آن استفاده کنیم. عنصر یاد و خیال رسیدن به مقصد بسیار موثر است. در ادبیات عاشقانه نیز خیال رسیدن به مقصود لذت دارد و به محض رسیدن، لذت تمام می شود. عنصر خیال و یاد عنصر مهمی در لذت است که موجب شوق می شود و «شوق رسیدن» در انسان ایجاد می کند. حال سوال اینجاست که از نظر امکانات دنیا بهتر است یا بهشت و رضوان الهی؟! جواب این است که این دو اصلا قابل قیاس با یکدیگر نیستند و بدیهی است که بهشت خیلی باارزش تر و از جهت امکانات بالاتر است؛ چرا آخرت ما را جذب نمی کند اما مجذوب دنیا می شویم؟ چون دنیا نقد است و ما آن را دیده ایم اما آخرت را نه. چرا از لحظه هایمان عکس و فیلم می گیریم؟ چون آن لحظه ها می میرند و فنا می شوند. اما در بهشت دوربین نداریم؛ در بهشت هیچگاه خاطره نگه نمی داریم چون در بهشت لحظه های خوب و زیبایی ها هر روز بیشتر از دیروز است؛ این زیبایی ها نه تنها متوقف نمی شوند و از بین نمی روند بلکه بیشتر می شوند؛ انسان ذاتا زیاده خواه و زیاده طلب و اهل لذت است و خداوند جواب این ویژگیهای ذاتی را در بهشت پاسخ داده است.

حجت الاسلام پناهیان با اشاره به محدودیت لذات دنیا گفت: وقتی ما همه لذتهای دنیا را می بینیم و می چشیم دیگر از چشم ما می افتد چون این لذتها یک محدودیتی دارند و تمام شدنی هستند اما در همین دنیا می شود لذت بیشتری برد لذا دارایی های ما در این دنیا اعم از زیبایی،  توانایی و غیره تا زمان محدودی در دسترس است و از بین می رود. انسان اگر درست به دنیا نگاه کند، به دنیا علاقه پیدا نمی کند. عکس انداختن و فیلم گرفتن ما از لحظه هایمان در دنیا ذکر مصیبت فناپذیری دنیاست؛ بعنوان مثال وقتی می خواهیم سوار هواپیما شویم اتوبوس هایی بدون صندلی مسافران را از سالن انتظار تا مقابل هواپیما می رسانند؛ ممکن است عده ای اعتراض کنند که چرا این اتوبوس ها صندلی ندارد و متوجه این نیستند که باید سریع پیاده شوند.

وی در پایان تاکید کرد: ما چون دنیا را چشیدیم به آن علاقه پیدا کرده ایم اما اتفاقا باید برعکس باشد چون لذت این دنیا که زود تمام می شود و حتی برای رسیدن به آنها باید متحمل سختی هایی نیز باشیم پس طبیعتا نباید به دنیا علاقه داشته باشیم بنابراین چیزی که ما را به دنیا علاقه مند می کند نه نقد بودن دنیا بلکه خیال رسیدن به زرق و برق دنیاست؛ ذکر و یاد دنیا انسان را علاقه مند به دنیا می کند. ذکر، یاد و خیال آنقدر قوی در جان انسان اثر می گذارد که دنیا با ذکر و خیال و یادش عزیز ما می شود نه خود دنیا. حالا با ذکر و یاد خدا، ذکر آخرت، ذکر بهشت و ... می شود لذت ببریم؛ خود دنیا از چشم انسان می افتد و آنچه ما را علاقه مند می کند ذکر و خیال رسیدن به دنیاست؛ حالا اگر بنده ای به خداوند بگوید این دنیا برایم جذاب نیست و لذت ندارد خداوند می گوید من کاری می کنم که تو از همین دنیا لذت ببری و خوش بگذرانی. ذکر و یاد خدا لذت محبین است؛ ذکر خدا مایه سرور هر متقی است. خداوند اینجا می فرماید عشق و ذکر و یاد خودم و قیامت و اولیای خودم را به تو می دهم و کاری می کنم با عشق من از همین دنیای بی لذت، لذت ببری؛ بخاطر من زندگی کن، من هم همه لذات دنیا را به تو می چشانم؛ خدا یک مزه برتر را به تو می چشاند تا بتوانی از این دنیا لذت ببری.

https://dahetakrim.masjed.ir/u/21nf

ارسال نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه تخصصی مسجد می باشد.