شنبه / ۲۱ اَمرداد ۱۳۹۱ / ۱۶:۱۴
کد خبر : ۹۸۱
گزارشگر : ۲۷۸

متن کامل سخنرانی ریاست محترم جمهور در همایش روز جهانی مساجد

بسم الله الرحمن الرحیم
خدای بزرگ را سپاسگزارم که در پایان دهه‌ی تکریم مساجد و در آستانه‌ی شهرالله زیباترین ماه سال، توفیق زیارت شما عزیزان و پرچمداران ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی را عنایت فرمود. برادر عزیزمان، حاج آقای علی‌اکبری، مطالب را فرمودند و صحبت‌کردن من در جمع شما معمولاً درس پس‌دادن به مطالبی است که از خود شما آموخته‌ایم. اجازه می‏خواهم چند نکته را مطرح کنم:
مسجد کانون برنامه‌های کشوری
مسجد کانون توحید است. مسجد کانون دعوت به امام است. مسجد محل تمرین زندگی در جامعه‌ای جهانی با حاکمیت امام است. مسجد مرکز تعالی روح و اندیشه و دل و جان است. مسجد کانون همدلی و همبستگی و همراهی و همیاری است. مسجد بهترین مأمن و پناهگاه برای آحاد مردم است. همه‌ی مردم باید مسجد را مأمن و ملجا خودشان بدانند و آن را نقطه‌ی امید خودشان بشناسند. عمران مسجد فقط به تعمیر ساختمان نیست بلکه به انجام کارکرد‏ها و مأموریت‌های مسجد بازمی‌گردد که به فضل الهی در دوران پس از انقلاب، با شتاب روزافزون، در این جهت، حرکت کرده‌ایم. همه دراین‌باره مسئولند. حاج آقای علی اکبری فرمودند دولت کمک کند، حتماً ما این کار را خواهیم کرد  وما با کمال افتخار، درخدمت شما هستیم. گرچه دراین‌باره، تا کنون، اعتبارات فرهنگی‌ای را چند برابر (حدود ۲۷ یا ۲۸ برابر) کرده‌ایم؛ اعتباراتی که مربوط به مسجد، بسیج، حوزه‌های علمیه، قرآن، مصلاها و نمازهای جمعه است. البته، هیچ منتی نیست و بلکه با افتخار و به‌عنوان وظیفه و تکلیف دنبال خواهیم کرد.
ان‌شاءالله، مسجد کانون هر اتفاق مثبتی باشد که قرار است رخ بدهد. در اداره‌ی جامعه و برپایی ارزش‌های الهی در حاکمیت جهانی، مسجد نقشی ممتاز و ویژه دارد. هیچ سازمان و نهادی نمی‏تواند بدیل مسجد باشد یا نقش آن را، ولو به‌طورجزئی، ایفا کند. سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی گوناگونی به‌وجود آمده‌اند و بودجه‌های کلانی هم می‌گیرند، اما کاری نمی‏کنند و اگر هم بکنند، باز نمی‏توانند جای مسجد را پر کنند. مسجد را خدا به‌وجود آورده است، پشتیبانش خداست و خداست که به فعالیت‌های مسجد برکت می‏دهد. ما در خدمتتان هستیم و ان‌شاءالله، در اولین فرصت در ماه مبارک رمضان، حاج آقای تاج الدینی طرح را دنبال می‏کنند.
انسان محور هستی
ما در متن انقلابی عظیم هستیم و باید به آرمان‏ها و اهداف انقلاب برگردیم، دائم باید مأموریت خودمان که ادامه‌ی مأموریت پیامبر عزیز، حضرت محمد مصطفی(صل‌الله‌علیه‌وآله)، است را یادآوری کنیم. به اوائل انقلاب بیاندیشیم که چه اتفاقی افتاد؟ در چه فضایی زندگی می‏کردیم؟ آرزوهای ما چه بود؟ کدام افق، کدام تصویر، کدام بشارت، ملت ما را به حرکت واداشت؟ طی چند هزارسال با مدلی از حاکمیت، به‌خصوص در سده‌های اخیر، موجودیت ملت ما تحقیر شد و کرامت انسان‏ها له شد. بیش از هزار سال و برخی از بخش‌های کشور هزاروچهارصد سال، بخش‌های وسیعی از کشور در آرزوی عدالت و کرامت و رسیدن به همه‌ی وعده‌های انبیای الهی بودند و برای آن تلاش کردند، مجاهدت کردند و سختی‏ها را تحمل کردند. آرزوی داشتن حکومتی علوی با معیارهای علوی بر دل مردمان ما بوده است؛ حکومتی که حکومت محو در مردم و مردم محو در حکومت باشند و عدالت و احترام در حد اعلای ممکن باشد. خلاصه اینکه، در آرزوی احیای حقیقت انسان، انسانیت و کرامت انسان، همه‌ی ما باور داشتیم وقتی انقلاب بشود، شأن و منزلت انسانی انسان‏ها بالا خواهد رفت. مگر غیر از این است که پیامبر عزیز آمدند تا انسانیت انسان‏ها را احیا کنند، کرامت انسان‏ها را احیا کنند، حقیقت انسانی را احیا کنند و انسان را در راهی نورانی به‌سمت کمال و معنویت قرار بدهند. موضوع کار پیامبر اکرم ما و پیامبران انسان بود و موضوع انقلاب ما هم انسان بود. حکومت برای انسان، در خدمت انسان و برای تعالی انسان است. خداوند عالم را برای انسان خلق کرد و انسان دردانه‌ی هستی است. همه چیز در تسخیر انسان است تا به تعالی و شکوفایی برسد.  حال، آیا ما در این مسیر پیش می‌رویم یا خیر؟ سرعت‌مان چه قدر است؟ تعالی روحی و معنوی در جامعه زیاد شده است یا کم؟ انسان‏ها چقدرعزیز شدند؟
عدالت ضامن کرامت انسانی
 ظلم کرامت انسان‏ها، شخصیت انسان‏ها، حقوق انسان‏ها را از بین می‌برد؛ ازاین‌رو عدالت برای تکریم انسانیت انسان‌هاست چراکه ظلم انسانیت انسان را له می‏کند و کرامت انسان را منکوب می‏کند. به‌همین‌دلیل، نزد خداوند، زشت‌ترین کار ظلم است. ظلم آن‌قدر زشت است که خدای متعال به حاکمیت با کفر، فرصت ادامه‌ی حیات می‏دهد ولی به حاکمیت با ظلم فرصت نمی‏دهد؛ چراکه ظلم در نقطه‌ی مقابل حقیقت و کرامت انسان و تعالی انسانی است. من به خودم و به همه‌ی فعالان کشور هشدار می‏دهم که انقلاب برای جابجایی افراد و تغییر ادبیات نیست. این‌گونه نیست که در انقلاب هم دعوا بر سر قدرت باشد، یعنی عده‌ای که بر سر قدرت دعوا داشته‌اند، کنار بروند و عده‌ی دیگری بیایند که آن‌ها هم بر سر قدرت دعوا دارند. عده‌ای فرصت‌طلب کنار بروند و امثال من با محاسن و ادبیات دینی بیایند و همان کار را بکنند. باید دائما مراقب خودمان باشیم. اگر دیدیم در این مسئولیت‏ها به‌لحاظ معنوی و روحی اعتلا پیدا می‌کنیم، بدانیم که در جامعه هم موثریم ولی اگر درجا زدیم و عقب رفتیم، چطور می‏توانیم جامعه را رو به جلو ببریم. اگر کسی که در مسند مدیریت جامعه قرار می‏گیرد، پیشگام در معنویت و تقوا و عدالت نباشد، چطور می‌تواند جامعه را معنوی کند. هدف انقلاب ما این است؛ هدف این نبود که چند حزب درست کنیم و برای رسیدن به قدرت هر کاری بکنیم.
اخلاق الاهی تنها راه سعادت جامعه
ما باید جامعه‌ی اسلامی درست کنیم و جامعه‌ی اسلامی ویژگی‏ها و معیارهایی دارد. برای مثال، وقتی می‏بینیم در جامعه، تهمت‌زدن خیلی راحت است، افترازدن راحت است و هیچ‌کس بیمی از عقوبت دنیوی و اخروی ندارد، باید بدانیم که چنین چیزی نشانه‌ی اعتلا نیست، نشانه‌ی پیشرفت نیست و این‏ها نشانه‌هایی منفی است. به‌خداف بیش از آنکه ما نیازمند بحث‌های سیاسی باشیم، به بحث‌های انسانی و اخلاقی و فرهنگی نیاز داریم. چنین بحث‌هایی است که جامعه را درست می‏کند. اگر قدرت به‌دست انسان‌های ناصالح بیفتد، خطرناک است و همانند تیغ تیزی خواهد بود در دست زنگی مست. علم و سواد هم همین‌طور است. اگر علم در قلب ناساخته‌ای بنشیند، به بمب اتم و سلاح‏های جدیدی تبدیل می‌شود که آمریکایی‏ها درست کرده‌اند و فقط موجودات زنده را می‏کشند. این‌ها حاصل وجود علم در قلب ناپاک است که علیه بشریت است. چنین کسانی وقتی سیاسمتدار می‏شوند، همه‌ی کارشان استکبار و تحقیر ملت‏ها و تحمیل فقر بر ملت‏ها است. ماه رمضان و ماه بازگشت به اخلاق و ارزش‌های الهی است، ماه بازگشت به انسان و انسانیت است. رمضان فرصت خوبی است برای همه‌ی ملت ما و برای همه‌ی بشریت که برگردیم و توبه کنیم. توبه امری مستمر است و هر لحظه باید توبه کرد و هر لحظه باید بازگشت. امیدوارم، خدای متعال توفیق بدهد از همه‌ی برکات این ماهی که در آن همه‌ی درهای رحمت به‌طورکامل به‌روی انسان‏ها و بشریت باز است، بهره ببریم.
مشکلات اقتصادی
مسئله‌ی دیگری که می‌خواهم به‌طورخلاصه، به آن اشاره کنم بحث‌هایی در حوزه‌ی اقتصاد است. گرانی‏ها و مشکلاتی وجود دارد، این‌طور نیست که ما جدای از مردم و دور از مردم باشیم، ما کف خیابانیم و می‏فهمیم چه می‏گذرد، اما نبردی سنگین است. دشمنان اساس ملت ما، فرهنگ ما، آرمان‌های ما، انقلاب ما و موجودیت ما را هدف گرفته‌اند. می‏شود گفت بی‌سروصدا همه‌ی نیروی خود را بسیج کرده‌اند. ما هم با همه‌ی توان هستیم و تقریباً بخش مهمی از دولت شبانه‌روزی کار می‌کند. همه چیز لحظه‌ای است. بالاخره، مراکز اصلی و حلقه‌های اصلی اقتصادی دنیا در دست‌شان است و ستادهایی گذاشته‌اند که آن‏ها هم شبانه‌روزی و لحظه‌ای کار می‏کنند. ما راهی را باز می‏کنیم و آن‌ها بلافاصله می‏بندند، نبردی بزرگ در جریان است که شاید در آینده‌ی نزدیک فرصت بشود و توضیح بدهم. اکنون می‌خواهم برخی از موارد را توضیحی بدهم. دو گروه سوءاستفاده می‏کنند: ازیک‌سو، دشمنان شادی می‌کنند و می‏گویند گویا نیشگونی که گرفته‌ایم، دردشان گرفته است و ازسوی‌دیگر، بعضی سوءاستفاده‌هایی می‌کنند، کسانی که یک‌مقدار از دست ما دررفته‌اند، چون بعضی‏ها با ما همراهی نمی‏کنند که البته ان‌شاءالله، آن‌ها هم همکاری خواهند کرد. بالاخره، گردنه‌ای است که باید از آن عبور کنیم و به‌فضل الهی، عبور خواهیم کرد. این راهی نیست که بخواهیم در آن متوقف بشویم. از جهت دولت، بنده به ملت ایران و به شما اطمینان می‏دهم که این دولت سر سوزنی از حقوق ملت و از آرمان های انقلاب و از ارزش های بزرگ عقب‌نشینی نخواهد کرد. این افراد کسی نیستند و آنچنان قدرتی ندارند، آن‌ها قدرت‌های اقتصادی و مادی رو به زوالی‌اند که اگر همه‌ی گذشتگانشان، از نمرود و فرعون، را هم بسیج کنند و همه‌ی توانشان را به‌کار بگیرند، باز نمی‌توانند موفق شوند. ما قدم‌به‌قدم با آن‌ها پیش می‌رویم و بالاخره، اگر ضربه‌ای می‏زنند، ضربه‌ای هم نوش جان می‏کنند؛ این‌طور نیست که یک‌طرفه باشد. خیلی وقت‏ها ضربه‌ای که آن‏ها دریافت می‏کنند، سنگین‌تر است.
آمارهایی از پیشرفت دولت
اکنون، فصل دعوت به همدلی است، فصل دعوت به مقداری صبر و ایستادگی است، فصل دعوت به مراعات همنوع و هم‌وطن و هم‌دین است. حال، چرا آن‌ها با ما این‌گونه برخورد می‌کنند، عللی دارد. یکی آنکه آن‌ها دیدند ایران، مانند فنری که در رفته است، به سمت فتح قله‌ها پیش می‌رود. در اقتصاد، در علم، در فن‌آوری و در صنعت، ایران رو به جلو حرکت می‌کند. اجازه دهید، مقداری آمار به شما بدهم که مقداری سرعت پیشرفت ایران روشن‌تر بشود. البته، این مقایسه‌ای که می‌خواهم بکنم به‌معنای نادیده‌گرفتن زحمات دیگران نیست بلکه به‌معنای شکر نعمتِ پیشرفت پرشتاب ملت ایران است و خیلی‏ها نمی‏توانند باور کنند که شبیه معجزه است: اول سال ۸۴، ظرفیت تولید سیمان در کشور ۳۲ میلیون تن بوده است و الان که من خدمت شما هستم، بیش از ۷۶ میلیون تن است. یعنی، از پنجاه سال قبل که در کشور کارخانه سیمان درست شد تا سال ۸۴ ، ظرفیت ۳۲ میلیون تن بوده است و از سال ۸۴ تا حالا ۴۴ میلیون تن به آن اضافه شد و تا پایان سال، شش یا هفت میلیون دیگر هم اضافه می‏شود. تولید فولاد همین‌طور است، ۱۰ میلیون تن به ۲۱ میلیون تن تبدیل شده است. در این دوره، بیش از کل تاریخ آموزش‌وپرورش، مدرسه ساخته شده است، یعنی هرچه مدرسه در کل تاریخ آموزش‌وپرورش ساخته شده بود، در این دوره، بیش از آن ساخته شد. به اندازه‌ی تاریخ کشور دانشگاه ساخته شده است، یعنی فضای دانشگاهی. اول انقلاب، صادارت غیرنفتی ما ۷۰۰ میلیون دلار بود، اول دولت نهم ۲/۷ و سال گذشته ۵۳ میلیارد دلار بود. تولیدات پتروشیمی که ما تحویل گرفتیم، ۲۲ میلون تن ظرفیت داشت و الان ۵۷ میلیون تن ظرفیت دارد. ۸۶ میلیون تن محصولا کشاورزی سال گذشته ۱۱۷، ۱۲۰ میلیون تن شد و امسال ان‌شاءالله به ۱۳۰ میلیون تن می‏رسیم؛ با اینکه پانزده سال است، تقریباً در خشکسالی هستیم. درباب فن‌آوری هم پیشرفت زیادی کرده‌ایم. پریروز به کارخانه‌ی لکوموتیوی رفتم که به‌دست متخصصان ایرانی ساخته شده است. به اتاق راننده رفتم و آنجا نشستم، آن‌قدر این لوکوموتیو را خوب درست کرده‌اند که اصلاً صدای موتور به گوش راننده هم نمی‏رسید. این کارخانه را ظرف ۱۸ ماه برپا کردند. بعضی نیروهای خارجی آمده بودند و تعجب می‏کردند و می‏گفتند محال و نشدنی است. در مقالات علمی، در پزشکی و در بخش‌های دیگر نیز ایران به‌سرعت درحال پیشرفت است.

تأثیر تحریم‌ها
مسئله‌ی دشمن این‌هاست و موضوع هسته‌ای بهانه است. اقتصاد ما هفدهم جهان بود و اکنون به‌سرعت به رتبه‌ی پانزدهم نزدیک می‌شود، یعنی تا سال ۹۲ می‏شود پانزدهم دنیا. با برابری قدرت خرید ۱۲۰۰ میلیارد دلار، یعنی اگر چیزی که ملت ایران می‏خرند را سرجمع روی هم بریزیم و بخواهیم از بازار جهانی تهیه کنیم این عدد می‏شود. درطرف‌دیگر، کل واردات با قاچاق و همه‌ی چیزهای دیگر، ۶۰ یا ۷۰ میلیارد دلار است؛ پس می شود ۱۲۰۰ در برابر ۷۰. بعضی از این شرکت‌های اروپایی صادرات قطعات خوردرو را قطع کردند و متخصصان ما به‌سرعت قعه‌هایی داخلی تولید و جایگزین کردند. مگر ما مرده‌ایم که نتوانیم چهار تا خودروی خوب بسازیم که مردم ما راحت و ایمن سفر کنند، شما با چند تا یخچال و تلویزیون و موتور پمپ و کمپرسور می‏خواهید به ملت ما زور تحمیل کنید؟ گنده‌تر از شما هم نتوانستند ما را تحریم کنند، شما که عددی نیستید. روزگاری فن‌آوری در خدمت برخی آدم‌گنده‌ها بود و آن‏ها که الحمدلله به تاریخ پیوستند، شما که عددی نیستید. بله، مقدار اسلحه و چهار تا موشک دارند؛ اما نمی‌توانند با اتکا به آن‌ها در نبردی درازمدت و حتی میان‌مدت پیروز بشوند. یکی دو قدم جلو می‏آیند اما سیلی‌ای خواهند خورد که تا اعماق قبرستان تاریخ باید عقب‌نشینی کنند. بعضی‏ها از این فرصت استفاده می‏کنند و با خود می‏گویند فرصت خوبی است که دولت را سرکوب کنیم و دعواها و کینه‌های گذشته را حل کنیم.
مدیریت جهانی
 اگر ما از وضعیت امروز جهان دریافتی روشن و واقعی نداشته باشیم، حتما آسیب می‏بینیم. من اعتقاد خودم را عرض می‏کنم، ملت‌های دنیا از وضع موجود ناراضی‌ و ناراحتند. هیچ‌کس راضی نیست، حتی سران استکبار هم می‏گویند وضع خراب است و آن‏ها هم ناراضی‌اند. حال، تمایلی به تغییر در دنیا پیدا شده است، یعنی گرایشی به تغییر. ازسوی‌دیگر، مرز ارتباط انسان‌ها برداشته می‏شود؛ البته، مرزهای سیاسی سر جایش است و شاید تا سال‏ها هم سرجایش باشد، اما مرزهای ارتباطی به‌سرعت درحال برداشته شدن و دنیای آدم‏ها درحال بزرگ‌تر شده. فردی در تهران نشسته است، ولی ذهنش درباره‌ی همه‌ی مسائل جهان درگیر است؛ زیرا او وارد شبکه‌ای می‏شود که از همه‌ی جای دنیا در آن هستند. به‌تعبیردیگر، نگاه انسان‏ها درحال جهانی‌شدن است. مطالبه‌ی مردم درباب آزادی و کرامت تقریباً همه‌گیر می‏شود و شدیدتر می‏شود. در چنین وضعی، طبیعی است که جنبش‌ها و تحرکاتی اتفاق می‏افتد. نظام سلطه مشکلات فراوانی دارد. الان، بیش از سی سال است که در غرب، هیچ فرضیه، نظریه و تئوری جدیدی مطرح نشده است و متفکر بزرگی پا به عرصه‌ی زندگی نگذاشته است، تمام شد. اما فکر می‏کنم، آن‌ها همه‌ی باقی‌مانده‌ی قوای‌شان را بسیج کرده‌اند که اراده‌ی ملت‏ها و گرایش به تغییر آن‌ها را مدیریت کنند. آن‌ها می‌خواهند یک‌بار دیگر با شعارهای به‌ظاهر انسانی، جای پای خودشان را مستحکم کنند.
اما حق این است که مدیریت این عرصه به‌دست ملت ایران باشد. برای اینکه مدیریت را در دست بگیریم، باید لوازم و شرایطی آن را مهیا کنیم. اولین لازمه‌ی آن، نگاه جهانی است. آن‌ها حرف‌هایی می‏زنند که جهان شمول‌اند؛ مثل عدالت، آزادی، حق انتخاب. هر ملتی این سخنان را می‌پذیرد و اصولاً چنین حرف‌هایی منطبق بر فطرت انسان‌هاست. خب، ما چه باید بگوییم؟ ما باید به چه چیزی دعوت کنیم؟ آن‏ها حرفی می‏زنند که در تهران خریدار دارد، در مسجد من و شما هم خریدار دارد. نمی‏گویم نیت آن‌ها خیر است یا همه‌ی حقیقت همان چیزی است که آن‌ها می‌گویند؛ حتی نمی‌گویم تعریفی که آن‏ها از آزادی و عدالت و کرامت انسانی می‏کنند، درست است. خیر، ما سخنشان را قبول نداریم و خیلی جاها در نقطه‌ی مقابل ماست؛ ولی بالاخره، آن‌ها حرفی می‏زنند که مخاطب‌شان همه‌ی انسان‏ها هستند. حال، ما که می‏خواهیم جهان را مدیریت کنیم، اگر حرفی بزنیم که مخاطب‌مان همه‌ی انسان‏ها نباشند، به‌تعبیردیگر، عرصه‌ی جهانی را هدف نگیریم، حتماً در این نبرد بازنده خواهیم بود. فرض کنید کسی به همه‌ی اقوام ایرانی حمله کرده است و ما می‏خواهیم مقابله کنیم، اگر هر قومی فقط شعار قوم خودش را بدهد، حتما شکست می‏خوریم؛ اما اگر بگوییم همه‌ی اقوام برای نجات ایران، آن‌وقت پیروز می‌شویم. باید بگوییم همه‌ی ملت‏ها و همه‌ی بشریت باید برای نجات انسان و برای برپایی عدالت بکوشند، موفق می‌شویم. به‌تعبیردیگر، باید وکیل مدافع همه‌ی ملت‏ها باشیم تا بتوانیم در این نبرد، جایی برای خودمان پیدا کنیم. درغیراین‌صورت، اگر بگوییم فقط می‏خواهیم ملت خودمان را نجات بدهیم، یا چندتا از همسایه‌های خودمان را نجات بدهیم، یا حداکثر مسئولیت ما کشورهایی است که مردمش مسلمانند، حتماً شکست می‏خوریم.

اسلام دین جهانی
اصلاً از سویی دیگر به این قضیه نگاه کنیم، آیا اسلام برای دوره خاصی آمده است؟ برای قوم خاصی آمده است یا ناقص است؟ اسلام دین کامل است. پیامبر(صل‌الله‌علیه‌وآله) فرمود که پیامبر خاتم است، یعنی متعلق به همه‌ی بشریت است. پیامبر آمده است برای همه‌ی انسان‏ها، یعنی پیامبر چینی‏ها و بودایی‏ها و هندی‏ها و مسیحی‏ها هم هست؛ منتهی آن‏ها نشناختند و به دلایلی که شما می‏دانید، تبعیت نمی‏کنند. بعد از پیامبر ما، پیامبری نمی‏آید و  پیامبر ما انسان کامل است، حلقه آخر است و بقیه در خدمت پیامبرند. یعنی اگر حضرت عیسی و حضرت موسی(علیهماالسلام) بیایند، مردم را به اسلام دعوت می‏کنند. مگر خدا چند دین فرستاده است؟ آیا دین غیر از اسلام است؟ «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ»  همه‌ی پیامبران مسلمان بوده‌اند. یک پیغمبر پیدا کنید که مسلمان نبوده باشد. اگر کسی مسلمان نباشد که پیامبر نیست. نگاه اسلام جهانی است. بله، ممکن است دایره‌ی مأموریت اجتماعی پیامبری محدود به یک قوم بوده باشد اما این بدان معنا نیست که چیزی غیر از اسلام را عرضه کرده است. من فکر می‏کنم، وقتی خدای متعالی فرمود «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»،  خطابش به همه بشریت بود. حلقه‌ی دین کامل شد؛ حلقه‌ای که از حضرت آدم شروع شده بود و به حضرت خاتم رسید و نقطه‌ی کمالش ولایت امیرالمومنین و اولاد آن عزیز بود و امروز هم که از آن امام عصر(عجلاللهتعالیفرجالشریف) است. یک دین بیشتر نیست و آن هم جهانی است. پیامبر ما رحمه للعالمین است مخاطب  قران کل بشریت است.
جهانی‌شدن
بگذارید از زاویه‌ای دیگر بحث را مطرح کنم. عزیزان من، چه بخواهیم و چه نخواهیم جامعه‌ی بشری به‌سمت جهانی‌شدن درحال حرکت است و این چیز خوبی است، فکر نکنید چیز بدی است. تا جهانی نشویم، عدالت حقیقی حاکم نمی‏شود. امکان ندارد شما دور کشور دیوار بکشید و بگویید من عدالت را در این‌جا حاکم می‏کنم. چنین چیزی امکان ندارد، ارتباطات جهانی نمی‏گذارد و تأثیر و تأثر هست. با این نگاه، مبنای مارکسیست‏ها و ماتریالیست‏ها و سرمایه‌دار‏ها یکی بود، فقط دو تا جلوه بودند. من اعتقادم را به‌طورتاریخی اثبات می‏کنم که هم جریان مارکسیست‏ها و هم جبهه سرمایه‌داری را صهیونیست‌ها راه انداختند و هر دویشان هم برای له‌کردن حقیقتِ دل، حقیقتِ اسلام و حقیقتِ توحید است. هر دویشان برای له‌کردن جامعه‌ی بشری است. مارکسیست‏ها که رفتند و ان‌شاءالله، سرمایه‌دارها هم به آن‏ها خواهند پیوست. ولی ما باید چه چیزی به جایش بگذاریم؟ امروز ما باید در تحولات جهانی، چه چیزی را به بشریت عرضه کنیم که با ما همنوا بشود و بپذیرد؛ چیزی که همه‌ی آرزوها و خواسته‌های فطری خود را در آن محقق ببیند؟ چه نظام ارزشی را باید وعده بدهیم؟ اگر به دنیا خطاب کنیم که بیایید مثل ما بشوید، قبول می‏کنند، نه قبول نمی‏کنند. حتی اگر ما بهترین باشیم، باز آن‌قدر تعصبات تاریخی را بر ذهن ملت‏ها سوار کرده‌اند که آن‌ها نمی‌پذیرند. برای مثال، همین الان تا می‏گویید اسلام، القاعده را جلوی مردم می‏گذارند و تصویر افراد پلیدی را نشان می‌دهند که در سیستان‌وبلوچستان جنایت می‏کردند؛ کسی که سر برادرزن خودش را که حاضر نشده با آنان در قتل مردم همکاری کند، مثل حیوان می‏برد و اطرافیانش هم تکبیر می‏گویند. این‌چنین تصویری را به دنیا نشان می‏دهند و بزرگترین خیانت به اسلام همین است که البته بی‌تردید پشت این کار صهیونیست‏ها و آمریکایی‌ها هستند. همه‌ی رسانه‏ها و بانک‏ها و ثروت دنیا دست آن‌هاست. حال، با این وضع، باید به چه چیزی دعوت کنیم؟ اگر بگوییم بیایید مثل ما باشید که زود موضع گیری می‏کنند.
دعوت حقیقی به توحید و امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرج‌الشریف)
باید همه را به توحید دعوت کنیم. امروز روزی است که باید به این فرمان عمل کنیم: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ»  باید به توحید دعوت کنیم، به عدالت، به آزادی حقیقی، به تجلی همه‌ی زیبایی‌های هستی، به انسان کامل، به امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرج‌الشریف) که متعلق به همه‌ی بشریت است. باید ادبیات‌مان را درست کنیم و خیال نکنیم که این‌ها مال ماست. بله، ما خدا را شکر می‏کنیم که پیشگامیم در شناخت آن امام عزیز(عجل‌الله‌تعالی‌فرج‌الشریف) و در عشق به آن امام عزیز و ان‌شاءالله در فداکاری در راه او نیز پیشگام باشیم؛ اما بعضی وقت‏ها می‏خواهیم امام را طوری معرفی کنیم که خودمان اثبات بشویم. حتی گاه طوری از امیرالمومنین(علیه‌السلام) صحبت می‏کنیم که خودمان اثبات بشویم. اما این کار ظلم به امیرالمومنین است، ظلم به اسلام و امام زمان است. به‌خدا، به‌خدا، به‌خدا، اگر حقیقت اسلام و توحید و امام عصر آنگونه که هست، معرفی شود، حتی اگر فقط یک گوشه‌اش و یک جلوه‌اش را در هر جای دنیا و برای هر قومی درست معرفی کنیم، عاشقش می‏شوند. ما این‏ها را آزمایش کرده ایم، چرا نشوند، «فطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ»،  این‌ها در دل مردم است.
خاطره‌ای بگویم، به کشوری شرقی رفته بودیم، جلسه‌ای گذاشتند و علمایشان را هم دعوت کردند. کشور در اصل بودایی و هندو بود (نود درصد بودایی، پنج یا شش درصد هندو، دو یا سه درصد مسیحی و تعداد کمی هم، کم‌تر از نیم درصد مسلمان). چهارصد یا پانصد نفر با لباس‌های قرمز و سربندها و شنل‌های قرمز نشستند و تعدادی مسیحی و تعدادی مسلمان هم بودند. نمایندگان همه صحبت کردند و همه از ملت ایران تجلیل کردند. من هم یک‌ربع صحبت کردم و همین حرف‏ها را زدم. گفتم: جهان نیازمند حاکمی است با این ویژگی‏ها و تازمانی‌که چنین حاکمی نیاید، مشکلات حل نمی‏شود، عدالت برپا نمی‏شود، کرامت انسان‏ها احیا نمی‏شود. پیرمردی نودوچند ساله که روحانی‌ای بودایی بود و روی روی ویلچیر یا برانکاردی قرار داشت، با حرف‌های من اشک می‌ریخت. ابتدا، فکر کردم قوای جسمی‌اش به هم ریخته است، از مترجم پرسیدم این بنده‌ی خدا چرا گریه می‏کند؟ اشک‌هایش را پاک کردم و پرسیدم چرا ناراحتی؟ گفت: من نود سال در آرزوی این حرف‏ها بودم. به‌خود خدا، شما این حرف‏ها را از زبان ما می‏زنی.
اسلام‌ستیزی دشمنان
اکنون، ده‏ها شبکه، در همین کشورهای عربی، افرادی را به‌نام اسلام و با ظاهر اسلامی می‏آورند، و آن‌ها فرمان قتل علویان و شیعیان را صادر می‏کنند. می‏گویند باید شیعیان را ذبح کنید. وقتی سوال می‏کند که چرا ذبح، می‏گوید: مگر خداوند برای حیوانات اجازه‌ی ذبح نداده است، خب همان خدا گفته است: «أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»!  با این استدلال اسلام را در دنیا معرفی می‏کنند. ما باید فرقمان را با او بگوییم، اما به‌محض اینکه حرف می‏زنیم، تصویر او را کنار تصویر ما می‌گذارند. باید این قالب را بکشنیم و تنها راه این شکستن این است به انسان کامل دعوت بکنیم؛ انسانی که مال همه است و مال من و تو نیست، یعنی نسبت من با او با نسبت تو با او یکی است. او دلسوز همه است. امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرج‌الشریف) تجلی خداست و همه‌ی بندگان خدا را دوست دارد. او عاشق همه ی انسان‌هاست و همه امت اویند؛ گرچه او را نمی‏شناسند. مگر همه امت‏ها پیامبر را می‏شناسند؟
غفلت از امام، منشاء همه‌ی مشکلات
عزیزان من، ماه رمضان و ماه تربیت است، ماه تعالی است، ماه پرکشیدن انسان‌هاست. از شما سوال می‏کنم که صاحب حقیقی ما کیست؟ خود شما به ما گفته‌اید که واسطه‌ی فیض الهی امام است و محال است خیر و خوبی و زیبایی به ما عرضه بشود، مگر از مسیر امام. این امر جزء مسلمات شیعه است. ماه رمضان ماه دل‌دادن به امام است. ما که به ذات الهی دسترسی نداریم  و امام نردبان رسیدن به خداست. نظام جمهوری و نظام ولایت‌فقیه راه رسیدن به آنجاست. این نظام می‌خواهد ما را به آنجا برساند. ماه رمضان، ماه دعوت به امام است اما نه فقط در ایران بلکه در همه‌ی جهان. هستی راه نجاتی ندارد جز دست‌انداختن به دامن امام؛ اما امام مظلوم و مهجور است و همه طراحی شیطان برای این بوده است که انسان‏ها را از وجود امام غافل کند. وقتی کسی از امام غافل بشود، دیگر مثل کسی است که طناب لازم ندارد و خودش به دنبال شیطان می‏رود. اگر از امام غال شویم، دیگر لازم نیست کسی این همه سرمایه‌گذاری کند. امروز هم سرمایه‌گذاری شیطان در ایران است که بتواند این پرچم را به زمین بزند.
البته، باید خدا را بسیار شکر کنیم. لباس نوکری امام زمان(علیهالسلام) افتخاری است که بالاتر از آن وجود ندارد. همه چیز همین این جاست. همه‌ی حقیقت، همه‌ی رستگاری و همه‌ی زیبایی در این اتصال است. بله، مشکلاتی هست و من هم خبر دارم اما زیبایی‌اش هم در همین است. اگر انسان فحش و کتک بخورد ولی در مسیر باشد، ارزش دارد. همه‌ی پیامبران فحش خوردند و فقط یک پیامبر، داوود، در رفاه بود ولی بقیه در اذیت و آزار بودند. قدر مسجد و قدر منبر را بدانید، قدر ماه رمضان را بدانید و برای همه دعا کنید. مکتب ما مکتبی جهانی و مال همه است. ای کاش، می‌دیدید که چه تعداد از مردم دنیا دلشان با شماست؛ زیرا فکر می‏کنند باید اتفاقی در عالم بیفتد و آرزوهای آن‏ها محقق بشود. اکنون، بخش وسیعی از مردم دنیا فقیرند و اسیر دست صهیونیست و آمریکا هستند. حتی خود مردم آمریکا و اروپا هم اسیرند. بدترین اسارت این است که فرد اسیر باشد و خیال کند اسیر نیست. اروپایی‏ها اسیرند و هرچه فریاد می‏زنند، کسی به دادشان نمی‏رسد. حال، چه‌کسی باید به فریادشان برسد؟ معلوم است راه نجات در توجه به ارزش‌های توحیدی است.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
https://dahetakrim.masjed.ir/u/1Gxd

ارسال نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه تخصصی مسجد می باشد.